#مهمان_زندگی_پارت_443
رویش را از ناهید گرفت وآرام زمزمه کرد
-اون دیگه هیچ جایی توی زندگیم نداره
ناهید خشمگین شد وبه تندی گفت :
-گناه این پسربدبخت چیه! ،پدرت وقت رفتنش بود وفقط داشت درد می کشید ؛رفتن اون ربطی به آرمین نداره که این بیچاره روهی عذاب می دی
از جا برخاست و بغض الود گفت :
-مامان خواهش می کنم راحتم بذار ،دیگه نمی خوام اسم این مرد و بشنوم
-باشه راحتت می ذارم اما هرگز فراموش نکن که هیچ مردی به اندازه آرمین صبر وحوصله برای لجبازیهای یک زن به خرج نمی ده ؛اون بیچاره تمام دیشبو چشم برهم نذاشته و ازت مراقبت کرده می دونی چرا ؟......چون نمی خواست با بستری کردن دوباره ات توی بیمارستان باعث ناراحتیت بشه
پرازخشم با چشمانی دریده وگستاخ به مادرش خیره شد وگفت :
-اما من هرگز ازش نخواستم نگرانم باشه ؛دیگه از خودشو واین دلسوزیهای حال بهم زنش متنفرم
منتظر پاسخ مادرش نشد وسریع گوشی اش را از شارژخارج کرد واتاق ساغر را ترک کرد
انقدر عصبی وافسرده بود که نمی خواست کوچکترین توجهی به حرفهای مادرش کند
با دستانی که در اثر خشم لرزش گرفته بودند شماره نیایش مادر آرشام را ازمیان مخاطبینش پیدا کرد وگرفت پس از چند بوق صدای مهربان نیایش در گوشی پیچید
-سلام سایه جان !خوبی عزیزم !
برای کنترل خشم درونش بزاق دهانش را فرو داد وآرام گفت :
-سلام، شما خوبید !آرشام عزیزم خوبه
-ما همه خوبیم ،آرشام که خیلی دلتنگته ومدام سراغتو می گیره
-منم دلم براش تنگ شده ودوست دارم ببینمش
-هر روز اصرار میکنه بیارمش خونتون پیشت ،اما من می گم تو حوصله شیطونی های اونو نداری
-خواهش می کنم نیایش جون این حرفو نزن ؛خودت می دونی که من آرشام و چقد دوست دارم
-اما!............
-آره می دونم ،شما از رفتار اخیر من با آرشام دلخور هستین ،ولی نیایش من واقعا معذرت می خوام اون رفتارم اصلا دست خودم نبود
-عزیزم نیازی به معذرت خواهی نیست ؛من فقط نمی خوام وجود آرشام باعث سلب آرامش تو بشه
-اما من از دیدن آرشام همیشه خوشحال وشادم
-امیدوارم همیشه شاد باشی ؛تو که غصه دار باشی دل منم می گیره
-تو که می دونی من چه شرایط سختی و پشت سر گذاشتم ،امیدوارم درکم کنی
-می فهمم عزیزم !اما سایه جان اونایی که رفتن دیگه به ما نیازی ندارن ؛اونایی که هستن به محبت ما احتیاج دارن
منظور حرفش را گرفت اما اصلا حوصله شنیدن دوباره نصیحت را نداشت به همین دلیل بی مقدمه گفت
-نیایش جان شماره آقای امینی رو می خواستم ،یه کار خصوصی باهاشون دارم ؛اگه میشه لطفا ....
-چرا نشه عزیزدلم !خواهش می کنم یادداشت کن.........
romangram.com | @romangram_com