#مهمان_زندگی_پارت_373


از یاس و نا امیدی سایه دلش گرفت ، دستش را در دست گرفت وبا لحنی پرغصه گفت :

-سایه تو همیشه پراز شور ونشاط بودی ! دختری که با متانت وسرسختی همه پسرای دانشکده رو کلافه وروانی می کرد

بی اختیار اشک در چشمانش جمع شد وبغض الود گفت :

-دیگه نمی تونم نازنین !دارم زیر این احساس لعنتی خفه می شم ،من برای این زندگی ساخته نشده بودم

نازنین با انگشتش حلقه اش را لمس کرد و گفت :

-اما تو با پوشیدن این حلقه داری ثابت می کنی که اون همسرته وبه غیر از تو به هیشکی تعلق نداره

با هیجان حلقه را از دستش بیرون کشید ودر کیفش انداخت وگفت :

-دیگه هیچی بین ما نیست نازنین !همه چیز تموم شده

نازنین که از اینهمه غصه کلافه شده بود با لودگی گفت :

-آخ که اگه دستم به این آرمین لعنتی برسه می دونم چکارش کنم ؟

-چکارش می کنی؟

-یه مشت می کوبیدم تو چونه اش تا کل ترکیب صورتش جا به جا بشه ،بلکه یکم از غرورش کم شه

از لحن شوخ نازنین لبخند تلخی زد وگفت :

-اونوقت اونم کاری می کرد که از دانشگاه انصراف بدی،فراموش کردی اون دفعه چه جوری اشکتو در اورد

-وای که اون چشای سگیشو یادم ننداز

سایه با یاد آوری چیزی گفت :

-نازنین نمی دونم چرا از رنگ قرمز اینهمه بدش میاد ؟اجازه نمی ده حتی یه روسری این رنگی بپوشم

-نمی دونی ،چون خنگی !

کنجکاوپرسید

-تو واقعا می دونی چرا ؟

-آره چون خودت می دونی چقد به روانشناسی علاقه دارم

-یعنی این بر می گرده به مبحث روانشناسی

-آره !چون رنگ قرمز تحریک پذیره ومردها بهش حساسن

متعجب گفت :

-یعنی آرمین هم ............

- همه مردها نسبت به رنگهای گرم واکنش نشون می دن خصوصا اینکه پوست تو هم خیلی روشنه ورنگهای گرم بیشتر جذابت می کنه

-این خیلی جالبه ،چون هیچ وقت فکر نمی کردم آرمین نسبت به چیزی واکنش نشون بده

نازنین به طرف تاکسی که برایشان ایستاده بود رفت وگفت :

-همه مردها یه نقطه ضعفی دارن فقط باید زرنگ باشی این ضعفو پیدا کنی


romangram.com | @romangram_com