#مهمان_زندگی_پارت_370

-آخ سایه ! به خاطر خدا رفتار دیشب منو فراموش کن،اصلا من از تو معذرت می خوام !

این اولین باری بود که بی پرده ازاو عذرخواهی می کرد،با اینکه او هرگز ازاین کوه غرور توقع عذرخواهی را نداشت .

-دارم سعی می کنم فراموش کنم

لحن صدایش تغییر کرد وذوق زده گفت

-پس حاضر باش می یام دنبالت !.............

-من که گفتم می خوام اینجا بمونم

بازهم پریشان شد وآشفته گفت:

-سایه ! وقتی تو اونجا وتو اون محله ای من نمی تونم راحت بخوابم.

با لجبازی احمقانه ای گفت :

-من هم نمی تونم با تو زیر یک سقف باشم، دیگه احساس آرامش قبل و ندارم

حرصی نفسش را بیرون داد و گفت :

-تو چه توقعی از من داری؟.....من یه مَردم وتو زنمی!

از این حس که او را فقط برای ارضای امیالش میخواهد پراز تنفر شد

-ببین ! توبازهم فقط به فکر خودتی ومثل همیشه به من واحساساتم اهمیت نمی دی !........اما من بازیچه تو نیستم آرمین !من زنیم پر از احساس ،پر از عشق ودیگه نمیخوام تا ابد زیر جبر اجبار نفس بکشم و زندگی کنم

لحظه ای سکوت بینشان حاکم شد وسپس آرمین با لحنی که از خشم دو رگه شده بود گفت :

-پس این حرف آخرته !...........باشه !همون جا بمون تا همیشه ولی قسم می خورم اگه اون پسره عوضی از فاصله ده متریت رد بشه کاری می کنم که از رفتن خودت پشیمون بشی اینو باور کن

صدای بوق ممتد در گوشی پیچید اما جمله آخر آرمین تا عمق وجودش را لرزاند (بمون تا همیشه)

او تحمل یک لحظه بودن بدون آرمین را هم نداشت چه رسد تا همیشه ،حال چگونه باید یک عمر بدون آرمین سر کند باید چه به پدرش می گفت ؟!انگارکه آرمین از خدا خواسته برای این لحظه ،لحظه شماری می کرد .روی لبه تخت نشست وآرام شروع به گریستن کرد دوباره نگاهش به روی حلقه در دستش افتاد! این حلقه هم به او دهن لجی می کرد وبه او می فهماند که هیچ پیوند عاطفی بین او وآرمین نیست

*******

ازدر حیاط که بیرون آمد نازنین را پشت در منتظر خودش دید نازنین با لبخندی سرخوش گفت :

-خانم خانما بالاخره تشریف فرما شدی

کنارش ایستاد وبی حوصله گفت :

-خیلی وقته اینجایی؟

در منار هم به را افتادند ونازنین گفت :

-ده دقیقه ای میشه !

-خوب می اومدی تو ؟

-دلم برا منتظر موندن در خونتون تنگ شده بود ،گفتم حالا که خدا قسمت کرده بذار یه دل سیر انتظار بکشم

لبخند تلخی زد وگفت :

-خوشی زیاد زده زیر دلت خنگ شدی! دلم واقعا برا اون پسری که دلش به تو خوشه می سوزه !

-از تو که بهترم ،دختر گنده خجالت نمی کشه هر روز قهره وخونه باباشه !

romangram.com | @romangram_com