#مهمان_زندگی_پارت_310

-کلاس دارم باید برم سر کلاس..........

غضبناک وپراز خشم گفت:

-برا من کلاس داری اما برا اون زنگ تفریحته!!

از روی اجبار به دنبالش راه افتاد و وارد دفترش شد . هنوز ننشسته بود که آرمین با خشم به طرفش برگشت گفت:

-نگفتم این دست بردار نیست!

هنوز جوابش را نداده بود که دوباره پرسید

-حالا حرفش چی بود؟

سایه که احساس خستگی می کرد خودش را روی مبل انداخت و گفت:

-می خواست بدونه نامزد من تویی یا نه!

با چشمانی حیران به او خیره شد وآهسته پرسید

-تو چی بهش گفتی؟

غمگین و آشفته با لبخندی تلخ جواب داد:

-نگران نباش!،بهش اطمینان دادم که اون تو نیستی

با اخم غلیظی گفت :

-این یعنی چی؟

دیگر تحمل اینهمه سوال و جواب را نداشت ،حال متهمی را داشت که بدون ارتکاب جرم داشت محکمه میشد آرام با خود نالید (خدایا! چرا هیچ کس منو درک نمی کنه ) قلبش پر از غصه و درد بود وآرمین به جای همدردی فقط آزارش می داد.مایوس و ناامید با صدای محزونی گفت:

-بهش گفتم دست از سر زندگیم برداره،گفتم نامزدموخیلی دوست دارم ومیخوام در کنارش زندگی راحتی داشته باشم

آرمین که از رفتارش گیج شده بود آرام پرسید:

-حالا چرا اینهمه بهم ریخته ای؟

بی اختیار بغضش ترکید و در میان هق هق گریه گفت:

-چون دیگه خسته شدم، از اینکه همه چیز و تو خودم بریزم ودم نزنم خسته شدم ،از اینکه همیشه باید جواب پس بدم ودر برابر بعضی ها وانمود کنم خیلی خوشبختم و جلو بقیه این ازدواج لعنتی و پنهون کنم خسته شدم

آرمین روبرویش روی مبل نشست وتحت تاثیر لحن کلامش پر غصه پرسید

-سایه تو اونو دوست داری؟

از این حرف آرمین بی اختیار مبهوت و گیج خیره اش شد .چرا اصلا درد او را نمی فهمید ونمیخواست باور کند چقدر درگیر ووابسته اش است .از اینهمه تنهایی دلش گرفت و گریه اش شدت گرفت چرا نمی خواست بفهمد چقدرتحت فشار است.آرمین که انگار از احساس سایه به ارجمند مطمئن شده بود با خشم گفت:

تو باید همون اول بهم می گفتی که اونو...........-

میان حرفش پرید وبا گریه گفت:

- من هیچ کسی و دوست ندارم چرا نمیخوای اینو بفهمی،شما مردها فقط به احساسات خودتون اهمیت می دید وبس !

بهت زده پرسید:

-منظورت چیه ؟

-از اینکه هر روز یکیوبهم نسبت می دی دیگه خسته شدم ، من حق زندگی دارم ومی خوام مثل همه آزاد زندگی کنم،اگه قراره زندگی ما به بن بست جدایی ختم بشه ،بهتر که همدیگه رو درک کنیم و بهم احترام بذاریم

romangram.com | @romangram_com