#مهمان_زندگی_پارت_296
-خوب رک و پوسکنده ازش بپرس چه مرگشه
-میگه فعلا نمیتونم چیزی بهت بگم،بایدبهش فرصت بدم با خودش کنار بیاد نازنین من فکر میکنم اون یه مشکل اساسی داره
--اینو که من از روز اول فهمیدم ؟
- آرتین یه چیزایی در موردش میگفت که حسابی سر در گمم کرده
-مگه چی گفت ؟
-میگفت اون هیچ گرایشی به زنها نداره
نازنین با چشمانی متعجب به او خیره شد وبا ناباوری گفت ؟
-جدی میگی!
-مطمن نیستم منظورش چی بود
-شاید همجنس باز باشه
-اه توباز فیلم کره ای دیدی توهّم زدی ؟! اون رابطش با مردا هم چندان تعریفی نیست
-تو چه میدونی ! تو که همش توی اون زندونی ، چه میفهمی تا نصف شب بیرون داره چه غلطی میکنه
-تا این حد که میشناسمش! ،........اون حتی با آرتین که برادرشه هم صمیمی نیست
ژستی متفکر به خودش گرفت وبا تمسخر گفت :
-وقتی نه به زنها گرایش داره ونه به مردها ،پس بگو یه لاک پشته که فقط تو لاک خودشه دیگه
-اما اون یه دوست دختر داره که هیچوقت اینو پنهون نکرده
-چرا از برادرش نپرسیدی
-نتونستم ،همین که خجالت میکشیدم در مورد این مسایل با او حرف بزنم همین که نمیخوام خیلی باهاش صمیمی بشم
-چرا؟
-چون هر وقت آرمین مارو با هم میبینه رفتارش تغییر میکنه وپرخاشگرمیشه
-این خود شیفته عوضی داره کم کم رو اعصاب من خط کشی میکنه ها
پس از مکثی کوتاه ادامه داد
-سایه تو واقعا دوستش داری؟
با قاطعیت گفت :
-این پرسیدن داره
-خوب اگه دوستش داری باید بدستش بیاری
پوزخندی زدو گفت:
-آخه چه جوری ؟
-به خاطر عشقت باید پا روی غرورت بذاری باید بهش نشون بدی که یه زنی و چقدر ظرافت زنانه داری ،باید روشت و عوض کنی و یه کارهایی انجام بدی
-چه کاری؟
romangram.com | @romangram_com