#مهمان_زندگی_پارت_276

-آخه نمی خواستم بفهمه که چقد دست وپاچلفتیم

-عزیزم دست وپاچلفتی نیستی ،عاشقی اونم از نوع حادش

-حالا می فهمم نیما همچین مواقعی چقد تو زندگیم بدردبخوربود

-تا بفهمی که برا خاطر این سنگ خارا، چه گوهرنایابی و از دست دادی

-خوبه ،حالا تو هم هی از آب گل آلود برا خودت ماهی بگیر

مگه من چی گفتم! -

هیچی فقط من بدبخت تو چه فکریم و،تو توی چه فکری!

با دلخوری گفت :-

-من که همه هم وغم زندگیم شده فقط تو ،اصلا فراموش کردم خودمم شریک زندگی دارم

-آره می بینم ،چه جوری فراموش کردی که شب تا صبح تلفنت کال ویتینگ(در حال انتظار )

-حسودیت میشه؟

-نه فقط دلم برا سروش بیچاره میسوزه که شبم پیش تو نمی تونه استراحت کنه

-تو دلت برا خودت بسوزه که فعلا دستت تو سرته

-مرسی از همدردیت ،سعی می کنم اگه راهی پیدا کردم حتما خبرت کنم تاشب روبا خیال راحت با سروش جونت بحرفی

رنجیده گفت :

-برو بابا تو دیگه چقد بی جنبه ای ،منو باش که می خواستم کمکت کنم

-حالا چرا بی خود جوش میاری

-آخه تو جنبه شوخی نداری وهی حرص آدمو درمیاری

با لحنی لرزان وبغض الود گفت :

-نازی !.......عزیز دلم ،همه زندگی من بهم ریخته ست،... دیگه حتی حوصله خودمم ندارم چه برسه به شوخی ،......چند لحظه پیش به خاطر سهل انگاریم تمام زحمات یکماهم به باد فنا رفت ،می دونی این یعنی چی!.......

-سایه به خدا هرچه به ذهنم رسید وگفتم ، دیگه نمی دونم باید چکار کنم

-می دونم ،مجبورم با آرمین تماس بگیرم ،با من کاری نداری؟

-فقط ببخش که من زنگ زده بودما

-باشه می بخشمت که همیشه خروس بی محلی

-اهه،دختره پرو اگه پیشم بودی باور کن لهت می کردم

بی حوصله نالید

-بمیری دختر که چقد حرافی ،الهی که به دردم گرفتار بشی

-کدوم دردت،عاشقیت؟

-اون که خدا نکنه

-می بینم که حسابی قاط زدی ،باشه دیگه مزاحمت نمی شم با من کاری نداری

romangram.com | @romangram_com