#مهمان_زندگی_پارت_275
-به خدا مغزم هنگ کرده
-تحقیقت درمورد چیه ؟
محاسبه یه ساختمون ده طبقه با همه امکانات.......... -
-اینو که تا فردا حتی نمی تونی پلانشو آماده کنی!
-پلانش آماده است فقط محاسبه وهمه ظوابط طراحیش توی لپتاپم بود
-می خوای با لپتاپم بیام اونجا دوتایی از نو تایپش کنیم؟
-نه ممکنه آرمین سر برسه وفک کنه توی محاسبه تیر وستونها تو کمکم بودی
-خوب بفهمه چه ایرادی داره ،ما این تحقیقو گروهی انجام دادیم
-خوب من کلی بابتش زحمت کشیدم حالا نمی خوام همه زحماتم اینجوری هدربره
-حالا شده ،با غصه خوردن هم که چیزی حل نمی شه ،می خوای تحقیق خودمو برات ایمیل کنم؟
-اصلا حرفشو نزن
-چرا استادهامون که یکی نیست؟
- نباشه !تو که می دونی آرمین چقد باهوشه
-اون می خواد از کجا بفهمه ؟
-نمی دونم اما مطمئنم که برای دونستنش یه راهی پیدا می کنه و من نمی خوام بعدا شرمند تو بشم
-به نیما بگم بیاد اونجا لپتاپت و درست کنه
- وای نههههههه ، می خوای منو به کشتن بدی
آهی کشید وگفت:
-آخ از دست تو واین شوهر روانیت
با دلخوری گفت:
-با اون چکار داری!،یه فکری به حال من بدبخت کن
کلافه گفت :
-من که هرچی می گم تو یه نه توش میاری ، دیگه چی باید بگم ،بیام باهم بریم خدمات کامپیوتری؟
-تا من بخوام برم خدماتی وبرگردم نصف شب شده ،اگه آرمین بدونه شب بیرون بودم دوباره قشقرق راه می ندازه
****
نفس عمیقی کشید وکلافه گفت:
-میخوای یه کلت دس بگیرم و یه گلوله خرج این شوهر دیکتاتورت کنم
-نازی لطفا لودگی وبذار کنار
-خوب یه زنگ به خودش بزن بیاد ببرتت خدماتی ،تازه بهتر هم میشه ،اینجوری می فهمه که چقد زحمت برا این تحقیق کشیدی
romangram.com | @romangram_com