#مهمان_زندگی_پارت_271
-خوب معلومه که درس یه روز تموم می شه ،منم مثل همه مرد دلخواهمو پیدا میکنم وباهاش زندگی می کنم
آرمین نفس عمیقی کشید و نگاهش را به نقطه ای نامعلوم خیره کرد
ظرف غذا را به کناری گذاشت وبا لحنی محزونی پرسید
-تو چه برنامه ای برای آینده ات داری ؟
بدون اینکه نگاهش را به طرفش برگرداند آرام زمزمه کرد
-در مورد آینده،باید در آینده حرف زد
با خودش نالید
(چه تزمسخره ای !پس چرا یکساعته داره روی اعصاب من اسکیت میزنه )
مایوس وناامید گفت :
-آینده تو مشخصه ،تو با اونی که دوستش داری زندگی می کنی
سریع سرش را به طرفش چرخاند وبا نگاه غمگینش غافلگیرش کرد . دریک لحظه نگاهشان درهم قفل شد ،سایه در زیر نگاه تب دارش مفتون ومحصور شده بود و قادر به نفس کشیدن نبود پس از لحظه ای به خود آمد و آرام نجواکرد
-اگه غذا خوردنت تموم شده بریم دکتر زخم بازوت و ببینه
می خواست اعتراض کند که آرمین بلند شد و از کنارش دور شد او هم به تبعیت از او برخاست و به طرف دستشویی رفت
مقابل آینه دستشویی ایستاد صورتش هنوز کبودی داشت کمی کرم پودر به صورتش مالید تنها یک رژقرمزدر کیفش بود که مجبور شد برای پنهان کردن لب شکاف خورده اش از آن استفاده کند با این که این رنگ رژ را برای این مکان و موقعیت اصلا نمی پسندید اما مجبور بود از آن استفاده کند از دستشویی که بیرون آمد آرمین را منتظر خودش دید به طرفش رفت و پالتواش را به طرفش گرفت در حالی که دستش را برای گرفتن پالتو دراز می کرد چشمش به لبهای قرمزسایه افتاد اخمی کرد و گفت:
-لبتوچرا اینهمه قرمز کردی ؟
برای آزردن آرمین با بی خیالی گفت:
-چون خوشگلتر میشم
آرمین هم عصبی گفت:
-و منم دقیقا به همین خاطر می گم که باید پاکش کنی
بی حوصله گفت:
-آخ که چقدر تو بی فرهنگی ،من برای اینکه شکاف لبم مشخص نباشه مجبورشدم اینو بزنم ،والا خودمم از اینکه توی بیمارستان و وضعیتی که بابام داره از این رنگ استفاده کنم ناراضیم
-خوب می تونستی از یه رنگ دیگه استفاده کنی
-نتونستم رنگ دیگه ای بزنم ،چون به غیر از این چیز دیگه ای توی کیفم نبود
با تمسخر گفت:
-چه جالب توی کیفی به این بزرگی یه دونه رژبود که اونم از شانس بد ما فقط قرمز جیغه!
بی حوصله کیفش را به طرف آرمین گرفت و گفت:
- باور نمی کنی بیا خودت ببین
آرمین بدون اینکه کیف را بگیرد گفت:
-می خواستی یه رنگ دیگه توش بزاری، چرا باید برای استفاده بیرونت همچین رنگ جلفیو بذاری!
romangram.com | @romangram_com