#مهمان_زندگی_پارت_235
-پس از كجا اينقدر مطمئني كه اون لياقت سايه رو داره وميتونه گزينه خيلي خوبي براي اون باشه
سوال آرمین دوباره متلاطمش کرد پس ترسان آب دهانش را قورت داد وبا تردید گفت :
-خوب !...خوب من مي دونم كه اون واقعا دكتراي علوم سياسي داره
پوزخندي زد وگفت:
-يعني از نظر شما هر كي دكتراي علوم سياسي داره ،ميتونه آدم كامل و ايده الي باشه
-نه ! منظورم اين نبود
-پس چي؟
از سوالهاي او گيج شده بود ،نفس عمیقی کشید وخيلي صريح و بي پرده گفت:
-به هر حال سايه بايد بفكر زندگيش باشه ، خود شما هم ميدونيد كه زندگيش با شما يه روز كه خيلي هم دور نيست به آخر ميرسه پس بايد بره دنبال سرنوشت خودش
-اما اين سرنوشت نيست ،اسارته
-زندگيش با شما اسارته كه داره در كنارتون نابود ميشه
-اما من اونو مجبورنكردم،..اون خودش اين زندگي و انتخاب كرد
-هردومون ميدونيم كه سايه تو چه شرايط سختي اين تصميم و گرفته ،او مجبور بود اين زندگي و انتخاب كنه ،خود شما هم ميدونين
-ولي براي ادامه اش هیچ وقت مجبورش نكردم و بهش اين اجازه رو دادم كه هروقت اراده كرد از هم جدا بشيم
از این حرفش دیگر طاقت نیاورد و خشمگين و عصبي از جا برخواست و گفت:
-شما خيلي خودخواه و مغرورين ،غرورتون حال آدمو بهم ميزنه
با نگاهی خیره ولحنی پر از آرامش گفت :
-اعصاب منم از دخالتهاي بي جاي شما و برادرتون توی زندگی خصوصیم داره كم كم بهم ميريزه ،پس بهتره مراقب رفتارتون باشين ،چون صبر وحوصله منم حد وحدودی داره
-كار شما شده فقط تهديد و تحقير............
-من براي حفظ آبرو و حيثيتم هر كاري ميكنم ،در اين بين هم فقط دلم براي سروش بيچاره ميسوزه
-با اون چه كار دارين ؟ طرف صحبت شما منم
-اما اون بايد بدونه چرا من از همسرش شكايت كردم
نازنين با چشماني گشاد شده ولحنی پر هيجان نالید
-منظورتون چيه؟
-منظورم واضح است .فرستادن عكس همسر من براي ی مرد غريبه جرم به حساب مياد ومن میخوام از شما شكايت كنم
-شما.....شما .......نميتونيد اينكاروكنيد
خيلي خونسرد و آرام گفت:
-البته که ميتونم ..حتي ميتونم كاري كنم كه آرزوي ديدن سايه رو هم داشته باشي
از درون خرد شد طاقت هرچيزي را داشت به غير از اين را، حالا به سایه حق ميداد كه هميشه در برابر اين مرد خودشيفته و مغرور كم بياورد او هر چيز را از قبل ميدانست ،همه ضعف هاي طرف مقابلش را ،و ضربه اش را درست برهمان نقطه کاری ميزد .
romangram.com | @romangram_com