#مهمان_زندگی_پارت_232
حالا اين كجاش خبر خوبيه؟
-خره ،طرف آدم حسابيه ،يه مرد خيلي خاص!
پوزخندی زد وگفت:
-جدي!،يعني پسر رئيس جمهوره، شايدم خودش باشه
-خنگه،اون دكتراي علوم سياسي داره و مقيم فرانسه است
سايه كه فكر ميكرد نازنين قصد شوخي دارد با لودگي پرسید
-نمیدونستم جشن شما پخش مستقيم بوده
نازنين با تعجب گفت:
-منظورت چيه؟
-منظورم اينه كه اين آدم خيلي خاص منو از كجا ديده؟
-اون که تو رو نديده ،مادرش از دوستان خانوادگي سروشه كه تو رو توجشن ديده و چشمش تو روگرفته ،دیشب بعد از اينكه تورفتي پيشم اومد وحسابي جيك و پوکتو دراورد
-خوب بود وقتي جيك و پوک منو بهش گزارش ميدادي بهش ميگفتي كه من ازدواج كردم و شوهر دارم
-تو به اين ميگي ازدواج؟ تو به اون مرد بي احساس ویخ ميگي شوهر !.......يه نگاه به اطرافت بنداز اين زندگي سرد و بيروح و سراسر غصه و درد لياقت توئه سایه ؟
با ناراحتی به تندی گفت :
-نازنين خواهش ميكنم دوباره اين زندگي کوفتی و تو سرم نكوب
نازنین با حرص آهی کشید وگفت
-بسيار خوب ،خفه خون ميگيرم و در مورد زندگي گرم و روياييت هيچ اظهار نظري نميكنم ،ولي بهت هم اجازه نميدم كه اين مورد خيلي خاص و از دست بدي
سايه خنده اي كرد و گفت:
-نازي تومعلومه داری چي ميگي ، نكنه از شدت عشق و عاشقي زیاد مغزت پاره سنگ ورداشته ،من چطور ميتونم وقتي قانوناً ورسماً شوهر دارم برم با يكي ديگه نامزد بشم ،تو كه ميدوني من فعلا عقد آرمينم و اون همسرمه
-چرا اون ميتونه وقتي زن داره بره با يكي ديگه نامزد بشه ،اما تونمي توني !
-نازي ما توي جامعه ی اسلامي داریم زندگی میکنیم ، وتو جامعه ما اين دوتا با هم فرق ميكنه
-منم كه نميگم بيا حالا با طرف نامزد شو
-پس چي؟
-فعلا طرفو تو آب نمك مي خوابونيم تا قضيه طلاق تو حل بشه .من به مادرشم گفتم تو يه سري مشكلات خانوادگي داري وتا چند ماه ديگه قصد ازدواج نداري تا اونموقع هم ديگه آرميني وجود نداره
-به فرض كه اونجوري كه توگفتي برنامه ها پيش رفت ، اگه بعدا فهميد من مطلقه م و قبلا ازدواج كردم چي؟
-از كجا ميخواد بفهمه ،شناسنامه توكه سفيده هیچ وقت هم كه با هم نبودين
-يعني نميخواد در مورد من تحقيق كنه .همه همسايه ها و اقوام ميفهمن من ازدواج كردم
-فكر ميكني براي كسي كه خودش تو مهد كثافت و بي بند باري داره زندگي ميكنه اين چيزا خيلي مهمه
-پس خانواده اش چي ،اونها كه مثل خودش فكر نميكنند
-تونگران اين مسئله نباش من خودم همه چيزو براي مادرش توضيح ميدم ،بهش ميگم كه تو مجبور بودي با آرمين ازدواج كني وبا يه نامه از پزشكي قانوني همه حرفام و ثابت ميكنم
romangram.com | @romangram_com