#مهمان_زندگی_پارت_215


به جای رفتن روی لبه تخت ،با فاصله ،کنارش نشست و با لحني ملايم و آرام گفت:

-آرمين بخاطر م.....

ميخواست بگويد به خاطر من ولي به خوبي ميدانست كه در دنیای آرمین او هیچ جایی ندارد به همين دليل با کشیدن آهی عمیق جمله اش را اصلاح كرد و گفت:

-بخاطر خدا هم كه شده يه امشب رعايت حضور آرشام رو بكن. اون يه بچه است كه دنيايي غير از دنياي ما بزرگترا داره نذار حس كنه تو از بودنش در كنار ما ناراضي هستي و احساس غريبي و نا امني كنه

آرمين عميق درچهره معصومش خيره شد(اینهمه مهربانی سایه اصلا برایش قابل درک نبود ) پس با چشماني تنگ شده آرام گفت:

-يعني بايد جلوي اين بچه هم فيلم بازي كنم

-اون خيلي پسر باهوش و كنجكاويه ،همينطور حساس و شكننده

لبخندی دلپذیر روی لبهایش نشست ومهربان گفت :

-خوب اگه اين تو رو خوشحال ميكنه ،باشه به خاطر تو منم حرفي ندارم

از اين جمله آرمین پر از شور و شوق شد وبا لبخندي ملیح گفت:

-ميشه ازت خواهش كنم برامون پيتزا سفارش بدي ،آرشام پيتزا دوست داره ؟!

آرمين نگاهي به ساعتش انداخت وگفت :

-حالا كه پيتزا ميخوايد ،بهتره با هم بريم بيرون تا اين بچه هم حال و هواش عوض بشه وبهونه مادرشو نگیره

-اما تو تازه از راه رسیدی و خسته اي

-نگران من نباش ،حالاكه مسئوليت اين بچه رو قبول كردي بايد فكر راحتيش هم باشي

سايه از جا برخواست و گفت:

-پس ميرم به آرشام خبر بدم ،حتما خیلی خوشحال ميشه

آرمين هم بلند شد و گفت:

-تو بروحاضر شو ،خودم بهش ميگم

با خوشحالي به اتاق خودش رفت .این اولین باری بود که با آرمین بیرون می رفت آرايش ملايمي كرد و شلوار مشكي همراه با پالتو قرمزي كه همان روز به همراه نازنين خريده بود پوشيد و مقابل آينه ايستاد پالتو واقعا برازنده اندام زيبا وکشیده اش بود رنگ قرمز خوشرنگش به پوست سفيد و جذابش مي امد داشت خودش را در آينه وارسي ميكرد كه آرمين آشفته و عصبي بي آنكه دربزند وارد اتاقش شد و خشمگين رودررويش ايستاد .از رفتار آرمين شوكه شد و با نگاهي پر از ترس وحيرت به او نگریست ،آرمين در حالي كه صورتش از خشم قرمز و فشرده شده بود داد زد:

-باز با اين پسره بودي ؟

با ترس قدمي به عقب برداشت و پرسید:

-با كي؟

خشمگين غريد :

-همين پسره الدنگ عوضي!

درمانده با لحنی لرزان نالید:

-به خدا من خيلي وقته اونو نديدم

ابروهايش را در هم كشيد و فرياد زد:

-پس چه كسي فكر وكيل گرفتن و توي مخ تو فرو كرده


romangram.com | @romangram_com