#مهمان_زندگی_پارت_204

دوباره گوشی را برداشت وشماره آرمین را گرفت صدای مردی که از او می خواست پیغام بگذارد روانیش می کرد .دلش می خواست هرچه از دهانش بیرون میریزد به جای پیغام حواله آرمین کند بیقرار شماره دفترکارش را گرفت انجا هم کسی جواب نمی داد .

همه غذاهایش سرد شده و از دهان افتاده بود.با چه شور وشوقی همه را آماده کرده بود حس وحال زن خانه داری را داشت که قرار بود برای اولین بار خانواده همسرش به دیدنش بیایند ولی حالا که آرمین به این راحتی بازیش داده بود دلش می خواست همه غذاها را درون آشغالی بریزد

در همین لحظه صدای زنگ تلفن همراهش از اتاقش برخاست . پله ها را یکی دو تا پیمود وهیجان زده گوشی را برداشت. نازنین بود

-بله نازی

-خوبی! چیکار می کردی ؟مهمونات رفتن یا هنوز هستن ؟

-اصلا مهمونی در کار نبوده که رفته باشن یا نه

-منظورت چیه

-همش سرکاری بود ، حالا موندم بااین همه غذا چکار کنم

نازنین ناباورانه گفت :

-راس میگی سایه !به خدا اگه سروش با من همچین کاری کنه پوست کله اش و می کنم

-تو میگی سروش ... نه این خود شیفته از خدا بی خبر ، مگه دستم بهش نرسه می دونم چیکارش کنم

نازنین با خونسردی پرسید :

-می خوای چیکارش کنی ؟

حرصی گفت :

-مثل یک کاغذ مچاله اش می کنم و می ندازمش آشغالی

نازنین خندید وبا لودگی گفت :

-وای که چقدر دلم می خواد این لحظه تاریخی اونجا باشم

با صدای باز وبسته شدن در گفت :

-لعنتی حلال زاده هم هست

-مگه حالا اومده ؟

-آره ،صدای قدمهای پر از نخوتش از روی پله ها میاد،.....نازی من برم تا نخوابیده حقشو کف دستش بذارم بعدا" باهات تماس می گیرم

نازنین با شیطنت گفت :

-بابا نری یه جایشو بشکونی باعث آبرو ریزی بشی

با حرص نفسش را بیرون داد وگفت :

-نه خیالت راحت باشه ،فقط می کشمش

نازنین با خنده گفت :

-باشه برو منم فردا با آبمیوه میام زندان ملاقاتت

گوشی را با خشم روی تخت پرت کرد وسراسیمه از اتاق خارج شد با اینکه نازنین با لودگیهایش سعی کرده بود کمی از خشمش بکاهد اما هنوز عصبانی بود .

بدون اینکه در بزند با حالتی عصبی در اتاق آرمین را گشود و وارد شد .دهان باز کرد ه بود چیزی بگوید که با دیدن بالا تنه ی لخت آرمین لحظه ای مبهوت ماند و کلام در دهانش ماسید .آرمین در حالی که تی شرتش را از روی تخت برمیداشت با آرامش گفت :

–چند بار بگم بدون اجازه وارد اتاقم نشو ، اینو کسی بهت یاد نداده

romangram.com | @romangram_com