#مهمان_زندگی_پارت_167
-ولی من هیچ وقت بهت این اجازه رو نمی دم .
-تو این حقو نداری .
-فکر کنم بعنوان شوهرت این حقو داشته باشم و مثل پدرت هم نیستم که توی این مورد اصلا کوتاه بیام
-ولی ما تا اون موقعه از هم جدا شدیم و تو دیگه نمی تونی توی زندگی من دخالت کنی .
-پس با این حساب به همه بچه ها مسپارم که هیچ کدوم تو روتوی شرکتشون استخدام نکنند.
-چرا ؟
- چون نمی تونم تصور کنم کسی که یه مدتی همسرم بوده به بقیه دستور بده و بقیه فقط محو زیبایش بشن .
-اما این شغله منه ،حرفه ای که به خاطرش زحمت کشیدم ؛ من می تونم با مهریه ای که از تو می گیرم برا خودم یه شرکت کوچیک راه اندازی کنم . از همین حالا هم بهت می گم که برات یه رقیب سرسخت خواهم بود .
پوزخندی زدو گفت:
-تو که ادعا می کنی به پول من احتیاجی نداری .
-مهریه حق منه و پول تو به حساب نمی یاد.
-بابت چی حق تو اه؟
-بابت آرامشی که اززندگیم گرفتی .
-اما وقتی وکیل زبده من بفهمه که تو هیچ کدوم از وظایف یه همسر و انجام نمیدادی خیلی راحت
-می تونه بدون پرداخت حتی یک ریال مهریه حکم طلاق و برای من بگیره
با سادگی تمام گفت :
-وظایف یه همسر چیه که من انجامش ندادم .
با شیطنت خاصی لبخندی زد و گفت:
-کافیه که وکیلم فقط بفهمه اتاقهای ما از هم جداست ، دیگه همه چیز به نفع من تموم می شه ،وتو نمی تونی هیچ ادعایی کنی
از خجالت سرخ شد و با شرم گفت :
-ولی این قرار ما بود ، ما با هم توافق کردیم .
-تو برای این ادعات مدرکی هم داری !
مدرک من صداقته منه-
ولی این برا دادگاه کافی نیست ، برای دادگاه فقط مدارک قابل رویت مستنداند .-
- تو این قدر نامرد نیستی که زیر همه چیز بزنی ، تو بهم قول دادی ....
-من فقط کاری و می کنم که به نفعم باشه .
-اگه تو اینقدر کثیف و پول پرستی که بخاطر پول حاضری نامردی خودتو بهم ثابت کنی ، ایرادی نداره من ترجیح می دم از مهریه ام بگذرم تا اینکه برام ثابت بشه که چند ماه رو با چه حیوون چندشی زندگی کردم .
آرمین از اینکه او را تا این حد عصبانی کرده بود لبخندی زد و با آرامش گفت :
-چرا ادامه تحصیل نمی دی و درست و تمام نمی کنی ، من تا آخرش تو این راه حمایتت می کنم .
romangram.com | @romangram_com