#مرگ_ماهی
#مرگ_ماهی_پارت_75


-شدي؟

-كي اينو بهت گفته؟

از پشت به جزيره وسط اشپزخانه تكيه ميدهد:

-من از چشماي خانوما ميفهمم.

-مزخرفه!

ميخندد:

-معلومه كه مزخرفه

رواني...

-اون روز كه اومدم خونتون شنيدم...براي من البته عجيب نيست..مهسا





كه نميذاره به معين بد بگذره...

اين قلب چه گناه داشت؟ يا ميلرزيد يا ميلغزيد يا ميشكست يا ميريخت حالا هم كه ايستاده بود.از قلبم معذرت ميخواهم و از خودم.

-مهسا مگه تازه برنگشته؟

-باهم برگشتيم ولي يك ماه بيشتر اونجا نبود!

-چرا اينارو به من ميگي...

romangram.com | @romangraam