#لج_و_لجبازی_به_سبک_من_و_تو_پارت_191
-منقرض چیه بابا؟ کاری نداره قبلا دیدم عزیز جون چطوری درست میکنه!
رها:قبول،ولی اگر مردیم باید دیه بدی.
-باشه بریم شروع کنیم
از داخل یخچال مواد لازمو برداشتم و گذاشتم رو کابینت،خوب اول باید چیکار می کردم؟اها سبزی ها رو باید سرخ کنیم.
ترلان:بهتر نیست به حای اینکه تنهایی پیش بری به ما بگی داری چیکار می کنی؟
-نکته خیلی ریزی بود لایک!ببینید باید این مراحلو انجام بدیم،اول...
شروع کردم به توضیحات که هر فردی چیکار کنه.
رومینا:خجسته جان تو می خوای چیکار کنی اونوقت؟
-از اونجایی که بیش تر بلدم،نظارت می کنم.
رها:خسته نشی!
-نه خبالت تخت حالا شروع کنید .
بچه ها مشغول به کار خودشون شدن و منم همش دور تادور آشپزخونه رو راه می رفتم و ایراد می گرفتم.خخخخ خدایی خیلی کیف میداد!رفتم سمت رها که لوبیا می ذاشت برای اماده شدن،می خواست گازو روشن کنه که نمی تونست.
-رهابیا کنار من روشن می کنم
-باش.
رها اومد عقب که خورد به ورتا،ورتا هم تمام ظرف آبی که دستش بود رو خالی کرد رو رها...
اوه اوه گند دوم،مامان منو می کشه!رها چند ثانیه با بهت به ورتا خیره شد و بعد یهو شروع کردم به جیغ زدن،دستمو محکم گذاشتم رو دهن رها تا مامان نشنوه که یهو صدای جیغ رومینا اومد! یا خدا این چش شد؟
با نهایت سرعت رفتم سمت یخچال که رومینا رو استتار کرده بود،تا در باز کردم پکیدم از خنده،تمام صورت رومی سفید بود و پاکت آرد دستش!
رومینا:کوفت چرا می خندی؟ این چرا آرده؟!
-پس می خواستی چی باشه؟
رومی:نمیدونم!
romangram.com | @romangram_com