#لج_و_لجبازی_به_سبک_من_و_تو_پارت_190
ترلان:اونوقت این یعنی چی؟
-یعنی مامانم گذاشتتمون تو آمپاس،گفته خودتون ناهار درست کنید.
تا گفتم ترکیدن از خنده! زرشک، وقتی این حرف برا اینا اینقدر خنده داره چطور می خوان یک ناهار آدمی زادی درست کنن؟
ورتا:با ما شوخی نکن رائیکا؛ نکنه قبل اعلام نتایج می خوای بفرستیمون بیمارستین؟
ملودی:بیمارستان کجا بود؟ ما هفتا بخوایم ناهار درست کنیم قبلش باید جواز دفن بگیریم!
هفتایی زدیم زیر خنده اینو خدایی راست گفت ما هفتا تقریبا هیچ نوع غذایی بلد نبودیم بپزیم!
یانا:بچه ها خودتون خاله رو میشناسید که، اگر گفته باید درست کنیم یعنی باید درست کنیم! بسم الله.
-هستم.
عین اینایی که می خوان یک کار بزرگ انجام بدن هفتایی گفتیم یا علی و آستینامون رو زدیم بالا و راه افتادیم سمت آشپزخونه...
-خوب چی درست کنیم؟
رها:بچه ها میگم بیخیال غذای آنچنانی ،بیاین یک چیز ساده مثل نیمرو درست کنیم!
-آی کیو جون مامان منظورش از غذا درست کردن فقط برای خودمون نبود؛ خودشونم شامل می شدها
رها:زرشک!
ترلان: بچه ها نظرتون در مورد لازانیا چیه؟
-نه باو، شما که می دونید من تمام غذاهای حاضری رو بلدم،معلومه که لازانیا خوب میشه.می خوام یک غذای سنتی درست کنیم که مامان کف کنه!
یانا:بعضیا چه توهماتی دارن.
دمپاییم رو در اوردم و پرت کردم سمت یانا که بیشعور جاخالی داد و دمپایی خورد به گلدون...
اوه اوه شروع نکرده خرابکاری کردم.
یک لبخند خیلی ضایع از اون همیشگی ها برای بچه ها زدم و بدون اینکه اشاره ای به گلدون کنم گفتم:قورمه سبزی!
ورتا باصورتی که ازش تعجب می بارید گفت:قورمه سبزی؟ خره می خوای نسل خودتون ومارو منقرض کنی؟
romangram.com | @romangram_com