#لحظه_های_عاشقی
#لحظه_های_عاشقی_پارت_211

- من : اون يارو اسم داره ، اسمش هم عليِ ...

فرهاد خنده ي عصبي اي كرد و با صداي تقريبا بلندي گفت : « اون دوستت نداره ، بفهم !! »

- علي : ولي من دوستش دارم ...

هر دو با تعجب برگشتيم سمت علي كه با چند قدم فاصله از ما ايستاده بود ... هر سه ساكت بوديم كه فرهاد با صداي خفه اي گفت : « چي گفتي ؟ »

- علي : گفتم من دوستش دارم !!

فرهاد به سمت علي يورش برد و يقه اش رو تو دست گرفت ... ديگه كار داشت به دعوا مي كشيد . اشكام داشتند مي ريختند ... رفتم سمت فرهاد و لباسش و گرفتم و عقب كشيدمش ...


- من : بس كن فرهاد ... تو رو خدا ...

علي گوشه ي لبش پاره شده بود و خون مي اومد ولي ساكت بود و هيچي نمي گفت ...

- فرهاد ( با عصبانيت ) : دوستش داري ؟ تو خواب ببيني بهش برسي ... اگه دوستش داشتي بايد همون 5 سال پيش مي موندي و به پاش وايمستادي ... الان ديره !!

داد زدم : « بس كن فرهــــاد !!! »

فرهاد داد زد : « چيـــه ؟؟؟ البته تو كه بايد از خدات باشه !! تو اين 5 سال منتظرش بودي و حالا به خواستت رسيدي !! »

قبل از اينكه بخوام فكر كنم ، دستم بالا رفته بود و روي صورت فرهاد فرود اومده بود ... دستم سوخت ... فرهاد هم دستش و گذاشته بود رو صورتش و داشت با بهت به من نگاه مي كرد ... من چي كار كردم ؟ ... سرمو تو دستام گرفتم و زار زدم ... اشك تو چشماي فرهاد جمع شده بود ... انگار اونم عقل از كلش پريده بود چون داشت پشت سر هم مي گفت : « نه راحله !! انقدر راحت از من نگذر ... »

علي رفت جلو و خواست فرهاد و آروم كنه كه فرهاد دستش و پس زد و نگاه خشمگيني بهش انداخت و گفت : « نمي ذارم ... نمي ذارم به همين راحتي بهش برسي ... مگه اينكه از روي نعش من رد شي !! » و رو كرد سمت من و گفت : « فردا شب خدمت مي رسيم !! » و به سرعت از در سالن خارج شد .

هنوز داشتم هق هق مي كردم ... علي هم سرش و پايين انداخته بود ... علي بود كه سكوت و شكست : « اون راست ميگه ... من بايد زودتر مي فهميدم كه دوستت دارم ... »

هق هقم تمومي نداشت ... سرم و بلند كردم و به علي كه داشت بهم نگاه مي كرد ، نگاه كردم ...

- علي : دوستت دارم راحله ... ببخش كه دير فهميدم !!

سرمو به چپ و راست تكون دادم ... تحمل اون فضا رو نداشتم ... به سرعت به سمت در سالن دويدم و به علي كه داشت اسمم و پشت سر هم صدا ميزد ، توجه نكردم ...

*****

« علي »

romangram.com | @romangraam