#لحظه_های_عاشقی
#لحظه_های_عاشقی_پارت_188

پونه شروع كرد به دست زدن و ما هم دست زديم تا سياوش شروع كنه ... گيتارش شروع به نواختن كرد :

« سردي نگاهو بشکن ، فاصله سزاي ما نيست

تو بمون واسه هميشه ، اين جدايي حق ما نيست

بودن تو آرزومه ، حتي واسه يه لحظه ، مي ميرم بي تو

خوندن من يه بهونه است ، يه سرود عاشقونه است

من برات ترانه مي گم ، تا بدوني که باهاتم

تو خودت دليل بودنم ، بي تو شب سحر نمي شه ، مي ميرم بي تو

من عشقت رو به همه دنيا نمي دم

حتي يادت رو به کوه و دريا نمي دم ، با تو مي مونم واسه هميشه

اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم ، واست مي ميرم ، جواب دنيا رو مي دم

با تو مي مونم واسه هميشه »

پونه رو ديدم كه چشماش داشت مي درخشيد و با لبخند به سياوش نگاه مي كرد ... سياوش هم لبخند رو لبش بود ... عشق تو نگاه هر دوشون موج مي زد ...

« من عشقت رو به همه دنيا نمي دم

حتي يادت رو به کوه و دريا نمي دم ، با تو مي مونم واسه هميشه

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک مي کنم

توي تنهايي هام فقط به تو فکر مي کنم

با تو مي مونم واسه هميشه

اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم ، واست مي ميرم ، جواب دنيا رو مي دم

با تو مي مونم واسه هميشه »


romangram.com | @romangraam