#لحظه_های_عاشقی
#لحظه_های_عاشقی_پارت_189
ناخود آگاه نگاهم كشيده شد سمت فرهاد ... اونم نگاهش به من بود ...
« سردي نگاهو بشکن ، فاصله سزاي ما نيست
تو بمون واسه هميشه ، اين جدايي حق ما نيست
بودن تو آرزومه ، حتي واسه يه لحظه ، مي ميرم بي تو
من عشقت رو به همه دنيا نمي دم
حتي يادت رو به کوه و دريا نمي دم ، با تو مي مونم واسه هميشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک مي کنم
توي تنهايي هام فقط به تو فکر مي کنم
با تو مي مونم واسه هميشه »
( واست مي ميرم / گروه 7 )
همه شروع كردن به دست زدن و سوت كشيدن ... سياوش با لبخند عميقي جواب همه رو داد ... همه ازش خواستيم كه يه آهنگ ديگه هم بزنه ...
- سياوش : خودم انتخاب كنم يا شما مي گيد ؟
فرهاد بلند شد و رفت سمتش و چيزي در گوشش گفت كه لباي سياوش به لبخندي از هم باز شد و گفت : « با كمال ميل »
فرهاد هم با لبخند سر جاش برگشت ... مشتاق بودم ببينم فرهاد خواسته ، سياوش چي بنوازه ؟ ... همه دست زديم و دوباره گيتار سياوش به صدا در اومد ... وااااي من عاشق اين آهنگم ... منتظر بودم سياوش شروع كنه به خوندن امــا ...
« چشات منو داده به دستای باد
دلم عشقتو از کی بخواد
دل تو با دلم به سادگی راه نمیاد
ببین دل من در و رو همه بست
تو دلم کی به جز تو نشست
romangram.com | @romangraam