#کما_پارت_94
ممنون پسرم .
خواهش میکنم فقط اگر لطف کنید مادر منو سر راهتون برسونید ممنون میشم .
خواهش میکنم این حرفا چیه !
خلاصه بابا و عمه زینب و الهه خانم سوار ماشین شدن و رفتن و من موندم و بهراد !
بهراد رو به من گفت :
بفرمایید .
بعد با هم به سمت ماشین حرکت کردیم ، مردد بودم جلو بشینم یا عقب که بهراد با باز کردن در جلو کارمو راحت کرد .
چادرمو جمع کردم و سوار شدم .
ماشینش سورن بود ، خیلی ماشین قشنگی بود ، حالا نمی دونم واقعا قشنگ بود یا چون مال بهراد بود من قشنگ می دیدمش ؟؟؟؟؟!!!!!!
دستشو برد سمت پخش و یه دکمه زد و یه آهنگ پخش شد :
حال من خوبه اما دلم آشوبه من بی خبرم از دل و احساس تو
من دیوونه هر شب تو همین خونه میشینم و نقشه می کشم واسه تو
بهراد زیرچشمی بهم نگاهی انداخت ...
دلهره دارم که یک وقت سوء تفاهم بشه علاقه شدید من سوژه مردم بشه
دلهره دارم که تو رو نتونم عاشق کنم بگی دوسم نداری و بدون تو دق کنم
بگی دوسم نداری و بدون تو دق کنم
زوده یا دیره دل من گیره نفسم میره از تب و تاب
من گرفتارم تو رو دوست دارم جلو چشمامی حتی تو خواب
دلم زیر و رو شد یعنی فکر می کنه ممکنه من دوسش نداشته باشم ؟؟؟
خودم که فکر میکردم رفتارام خیلی تابلوئه !
زیرچشمی نگاهی بهش کردم که دیدم اونم داره نگام میکنه ، تا نگاهممو دید نگاهشو گرفت و یه دفه ادامش پخش شد :
شیطنت های نگاهت خاصه کاش بدونی دل من حساسه
romangram.com | @romangram_com