#کما_پارت_79


سری به نشونه ی تاسف تکون دادم ، خاک بر سر هولش کنن افتاده دنبال پسره ولشم نمی کنه ، دو دستی چسبیده که یه وقت بی شوهر نمونه .

عاطفه زود بلند شد و رفت می گفت باید برن خرید و دنبال کلی کار دیگه .

عمه صدام کرد ، رفتم دیدم عمه یه بلوز و شلوار شیک مجلسی مشکی پوشیده و داره روسری طرحدار مشکیشو سرش می کنه ، وقتی قشنگ کلیپس کوچولو روسریشو تنظیم کرد برگشت و گفت :

خوب شدم ؟؟؟

لبخندی زدم و گفتم :

عالی شدی عمه .

دخترم کاش تو هم میومدی .

عمه بخدا اصلا حوصله گریه کردن ندارم .

باشه حنانه جان هر طور راحتی پس مواظب خودت باش تا من برگردم .

چشم عمه .

عمه که رفت رفتم سراغ لب تاپم و وارد سایت دانشگاه شدم ، پرتالم رو باز کردم ، سه تا درسی که برای ترم تابستون برداشته بودم نمره هاش اومده بود ، اولی رو 20 شده بودم دومی 19.75 و سومی هم 20 .

خاک بر سر اون استادی که به من 19.75 داده معلومه به شدت عقده ایه چون من برگه امتحانو خیلی کامل نوشتم حتی بیشتر از 20 نمره هم حقم بود ولی اشکال نداره اعتراض نمی زنم ارزششو نداره .

برای ترم مهر ماه هم هفته دیگه نوبت انتخاب واحد بود .

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ

بهراد :

دنبال کارای عقد مهرداد بودم ، با اینکه عین منگلا رفتار کرده بود و همه ی مراسما رو پشت سر هم و با وقت کم می خواست برگزار کنه ولی دیگه چی کار کنم یه رفیق خل و چل که بیشتر ندارم !

برای پنجشنبه دیگه هم از محضر نوبت گرفتم .

برای آخر ماه دیگه تالاری که می خواستنو با پارتی بازی رزرو کردم آخه برای رزرو یه تالار خوب و شیک حداقل باید از 5 ماه قبل اقدام کنی .

مدام در تکاپو بودم و فقط به خوب برگزار شدن مراسم های رفیقم فکر می کردم .

___________________

حنانه :

خب حنانه جان تموم شد می تونی بلند شی.

romangram.com | @romangram_com