#کما_پارت_128


لپ تاپمو روشن کردم و آهنگی از مرتضی پاشایی که وصف حالم بود پلی کردم :

بغضم گرفته وقتشه ببارم

چه بی هوا هوای گریه دارم

باز کاغذام با تو خط خطی شد

خدا این حس و حال و دوست ندارم

باز دور پنجره قفس کشیدم ، دوباره عطرت و نفس کشیدم

قلم تو دست من پر از سکوته ، دوباره از ترانه دست کشیدم

باز خاطرات تو همین حوالیه

حالم همینه و یه چند سالیه

جای تو خالیه

جز تو تمام شهر میدونن حالمو

مثل کبوترم که سنگ آدما شکسته بالمو

این قلب بی قرار و از تو دارم

این حس انتظار و از تو دارم

اسمت هنوز دور گردنم هست

من این طناب دار و از تو دارم

اسمت نوشته رو بخار شیشه ، دلی که بی تو باشه دل نمیشه

من موندمو یه سایه توی خونه ، میترسم اونم حتی رفتنی شه





از تاکسی پیاده شدم ، نگاهی به تابلو بیمارستان انداختم ، باید تکلیفمو با بهراد مشخص میکردم ، با گریه و زاری چیزی حل نمیشد , از اون شب تا حالا جواب تماس ها و اس ام اس هاشو ندادم چون واقعا اعصاب نداشتم .



romangram.com | @romangram_com