#کما_پارت_124
حرفم تو دهنم ماسید ، بهراد یه جور خاصی بهم خیره شده بود ، تعجب کردم!
نکنه زیپ شلوارم بازه ؟؟؟؟
یا لباسم پاره شده ؟؟؟؟؟
سریع جلوی آینه رفتم ، وااااااااااای خدای من !
بیــــــچاره بهراد حــــق داشت !
من احمق حواسم نبود که زیر مانتو تاپ دو بنده گوجه ای که بسیار تنگ هست و یقه بازی داره پوشیدم ،
مخصوصا با شلوار سفید تنگی که من پوشیده بودم خیلی نافرم ناهمواری های بدنم خودشونو به رخ بیننده میکشیدن .
از داخل آینه قرار گرفتن بهرادو پشت سرم دیدم .
دستاش دور کمرم قرار گرفت ، چونشو روی شونم قرار داد و چشماشو بست و گفت :
حمام بودی ؟
آب دهنمو قورت دادم و گفتم :
آره .
خیـــــــلی بوی خوبی میدی ، بوی عشـــــق میدی .
چشماشو باز کرد و از توی آینه بهم خیره شد و گفت :
بهت گفته بودم اندامت فوق العادست ؟؟؟
نه نگفته بودی !
حالا میگم ، اندامت خیــــــــلی قشنگه ، روفرم و متناسب ، همه اعضای بدنت با هم تناسب داره .
سرخ شدم ، چشماش روی تک تک اعضای بدنم میچرخید ، منم داشتم از خجالت آب می شدم آخه لباسم مناسب نبود .
به شدت کلافه شده بودم ، یه دفه گفتم :
واااااااااااااای بهراد عزیــــــــزم منو قورت دادی بخدا .
مستانه زد زیر خنده ، بعد از اینکه خندش تموم شد منو برگردوند ، چونمو بالا گرفت و سرشو آورد جلو ، گلوم شکار شد ، بوسه ریز و آرومی میزد ، به شدت هوا گرم شده بود .
دستاش پشت کمرم بود با نوازش منو از خود بی خود کرده بود .
romangram.com | @romangram_com