#کما_پارت_119


وقتي رفتي حسـرت بوسه رو دستاي نحيفت

مونده اکنـون روي بغض آرزوهاي مـحالم

کاش ميشد فقط يه لحظه پا بزاري توي خوابم

تــا براي آخـــرين بار من ببوســم روي ماهت

يه روزي مياد من و تو برسيم به هم دوبــاره

دســت گرمت و بگيرم بميرم واسه نگـاهـت

اي تمــــا م بـــاور مـن رفتن تو باورم نيست

مادر من مادر من سايه ي تو بر سرم نيست

بي تو تنها وغــريبــم يه خزون زده تو پائيـز

اي همه شـــور و اميــدم اي تمــوم باور من

با تو تا آخــــر دنيا يه هميشه شاعــــرم من

جــــز تو و يادت مبـــادا آرزوي در سـر من

اي تمــــا م بـــاورمـن رفتن تو باورم نيست

مادر من مادر من سايه ي تو بر سرم نيست

زجه میزدم ، گریه امونمو بریده بود ، سرمو توی بالشت فشار میدادم تا صدام بیرون نره .

خــــــــــــدا من مامانمو میخـــــــــوام ، مـــــامــــــانم کجایی ؟؟؟

من نمیخوام هیچ کسیو کنار بابام ببینم ! من طاقتشو ندارم ! دق میکنم و میمیرم !

خدا چرا من از اول بی مادر به دنیا اومدم ؟؟؟!!!!!!!

چــــــــــــرا من ؟؟؟؟!!!!!!!

چـــــــــــرا من نباید مادر داشته باشم ؟؟؟؟!!!!!

با گریه بالاخره خوابم برد ، تا خود صبح کابوس میدیدم ، صبح با سردرد بدی از خواب بیدار شدم ، چشمام میسوخت .

وقتی دستشویی رفتم و خودمو داخل آینه دیدم نزدیک بود از پس بیفتم ، پلکام پف کرده بود ، چشمام دو کاسه خون بود .

romangram.com | @romangram_com