#کما_پارت_108
حدود یک ساعت روی صورتم کار کرد ولی اجازه نداد خودمو تو آینه ببینم .
بعد بیگودی موهامو باز کرد و نمی دونم با دستاش چیکارشون کرد ،
فقط گاهی موهام کشیده میشد و من دردم میگرفت ، همزمان شاگردش ناخونامم مانیکور میکرد .
خلاصه به هر بدبختی بود تموم شد و اجازه دیدن خودم رو پیدا کردم ...
باورش فوق العاده سخته ولی این دختری که بی شباهت به فرشته ها نیست خودمم ،
موهام به ظرز زیبا و ماهرانه ای به شکل حلقه حلقه پشت سرم شینیون شده ، آرایش لایت صورتی رو یصورتم فوق العاده شده ، ابروهام کمونی به سمت بالا رفته و خودم اجازه ندادم که از ابروهام تیغ بزنه حالا نمی دونم چجوری داده بالا ، چشمام کشیده و خمار شده و با لنز طوسی انگار چشمام زیباتر نشون میده ، لبامم برجسته و صورتی مات شده ،ناخونامم رنگ مات صورتی مانیکور شده ،
زنگ درو زدن و فهمیدم بهراد اومده . با کمک شاگرد آرایشگر شنلمو پوشیدم ، رفتم بیرون و دیدم که بهراد با فیلمبردارا منتظرن ، فیلمبردار همونطوری که گفت از پله ها پایین اومدم و بهراد دست گلو به دستم داد ، فیلمبردار داخل آرایشگاه نیومد و گفت فیلمبرداری از گل فروشی و آرایشگاه قدیمی شده .
بهراد در ماشینو برام باز کرد و منم نشستم ولی نمی تونستم دامن لباسمو جمع کنم که بهراد کمکم کرد و دامن لباسمو برام داخل ماشین جمع کرد و درو بست .
بهراد در سکوت رانندگی میکرد و فیلمبردار هم از ماشینی که بهراد از آژانس براشون گرفته بود آویزون شده بود و فیلم میگرفت و داد می زد لبخند برنید ، حرف بزنید ، ما هم مطیع بودیم ، چیزی از صورت من که مشخص نبود مونده بودم لبخند من به چه دردی میخوره ؟؟؟؟!!!!!!
خلاصه به محضر رسیدیم و بازم به کمک بهراد پیاده شدم و رفتیم بالا ، همه بزرگترا بودن و من کلا کسیو نمی تونستم ببینم چون شنلم جلوی دیدمو گرفته بود .
نشستیم ، یه سفره عقد ساده و ابتدایی هم جلومون بود ، قرار بود سفره عقد اصلی برای عروسی باشه .
شناسنامه ها رو گرفتن ، عاقد شروع کرد به خوندن خطبه که من چیزی نفهمیدم تا اینکه گفت :
دوشیزه محترمه مکرمه سرکار خانم حنانه شکیبا ، آیا وکیلم شما را به عقد و نکاح دائمی آقای بهراد یگانه به صداق و مهریه مشخص در بیاورم ، آیا بنده وکیلم ؟
یه صدای زنونه گفت : عروس رفته گل بچینه .
دوشیزه مکرمه سرکار خانم حنانه شکیبا ، برای با دوم عرض میکنم آیا وکیلم شما را به عقد و نکاح دائمی آقای بهراد یگانه به صداق و مهریه مشخص در بیاورم ، آیا بنده وکیلم ؟
دوباره همون صدا گفت : عروس رفته گلاب بیاره .
عروس خانم ، دوشیزه سرکار خانم حنانه شکیبا ، برای بار سوم و بار آخر میگویم آیا وکیلم شما را به عقد و نکاح دائمی آقای بهراد یگانه به صداق و مهریه مشخص در بیاورم ، آیا بنده وکیلم ؟
خداشاهده دهنمو باز کردم بگم بله که ...
همون صدا این بار گفت : عروسمون زیر لفظی میخواد .
خاک بر سرم خوب شد بله رو ندادم وگرنه میگفتن چه عروس هولی !
الهه خانم یه پاکت کوچیک که حدس زدم سکه باشه توی دستم گذاشت .
عاقد گفت :
romangram.com | @romangram_com