#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_356


سرمو بوسید :





- تا وقتی تو رو دارم هیچ بلایی سرم نمیاد ...





در آغوشش جای گرفتم و در دل از بابت سلامتیش خدا رو شکر کردم .





دکتر که وارد شد از آغوشش بیرون اومدم و از روی تخت بلند شدم ، سلام کردم و پاسخ هم شنیدم ،





دکتر مشغول به معاینه بود و در پرونده چیزهایی یادداشت کرد ، پرسیدم :





- آقای دکتر آسیب جدی ای که در کار نیست ؟





- فعلا نمیشه نظر قطعی داد ، باید نتیجه رادیوگرافی و آزمایش بیاد .





- یعنی ممکنه آسیب خاصی دیده باشه ؟





- امکان هر چیزی وجود داره ، فعلا شرایط تحت کنترله .





لب گزیدم و در دل دعا کردم که مرد زندگیم آسیب جدی ای ندیده باشه .



romangram.com | @romangraam