#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_287
- یعنی مثل اون موقع ها همه چیزو بهت می گفتم ؟
- فکر میکنم همینطوره ، یک جورایی محرم اسرار هم بودیم و اگر تو بخوای هنوز هستیم !
- وقتی به ایتالیا رفتم هم همه چیزو بهت می گفتم ؟
شادی یک تای ابرویش بالا رفت و متوجه منظور یامین شد ، او می خواست بفهمد که ارتباطش با پسر ایتالیایی تا چه حد بوده !
شادی با زیرکی پاسخ داد :
- نمی دونم ، چون بعضی چیزا رو نمیشه به کسی گفت ...
- مثلا چه چیزی ؟
- مثلا عاشق شدن !
- تو از چیزی خبر داری ؟
romangram.com | @romangraam