#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_284




- اکرم خانم هتل براش بهتره .





- خاک بر سرم ، کجای هتل از خونه بهتره ؟!





و نادر در مقابل با اکرم خانم همیشه مغلوب بود و مثل اکثر مواقع سکوت کرد و اکرم خانم هم از چشم غره اش نادر و نرگس را بی نصیب نگذاشت ،





و پسر ایتالیایی با چمدانش از خانه متعلق به یامین خارج شد ...





- امر دیگری ندارید ؟





- خیر .





و پرسنل هتل از اتاق خارج شد ، کارلو شروع به باز کردن دکمه های پیراهنش کرد و همزمان زیپ چمدانش را کشید ،





چند لباسی کنار زد تا تی شرت و شلوار راحتی را پیدا کند ، وقتی خواست لباس ها را بیرون بکشد چشمش به جلد کتابی افتاد ،





با خودش فکر کرد بد نیست قبل از استراحت کمی مطالعه کند و کتاب را بیرون کشید ،





پس از تعویض لباس هایش روی تخت دراز کشید و بعد از روشن کردن آباژور کنار تخت کتاب را برداشت و جلدش را خواند : قرآن ...

romangram.com | @romangraam