#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_283
اینبار نرگس کارلو را مورد خطاب قرار داد و به انگلیسی گفت :
- پسرم ما ایرانی ها اخلاق های خاص و متفاوتی داریم یکی از این اخلاق ها این هست که اگر مهمانمان هتل را به خانه ما ترجیح بده خیلی ناراحت میشیم .
- اوه ، نه من چنین قصدی ندارم فقط احساس کردم هتل برای من بهتر خواهد بود .
نادر پرسید :
- چطور چنین احساسی کردی ؟
- آخه از وقتی که موضوع علاقه من و یامین رو متوجه شدید رفتارتون با من مثل قبل نیست !
نرگس و نادر همزمان به هم نگاه کردند ، انگار با این نگاه حرف کارلو را تایید می کردند ،
کارلو که از سکوت به وجود آمده فهمید احساسش درست بوده از همه خداحافظی کرد ،
اکرم خانم که اصلا نمی توانست با رفتن مهمانشان به هتل کنار بیاید و از صحبت های بین کارلو و پدر ومادر یامین هم چیزی متوجه نشده بود محکم توی صورتش کوبید و گفت :
- نادر این بچه داره می ره هتل ؟!
romangram.com | @romangraam