#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_239






- کدوم زن ؟





- زنی که ادعا میکنه یک زمانی عاشق پدر من بوده !





مامان شوک زده زیر لب زمزمه کرد :





- ثریا ...





پس اون زن اسمش ثریاست ؛





کمی که از شوک خارج شد پرسید :





- تو ثریا رو از کجا میشناسی ؟





- کسی که منو گروگان گرفت ثریا بود .





نفس های مامان صدادار شده بود :





romangram.com | @romangraam