#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_228


خوشبختانه مامور به انگلیسی تسلط داشت و خیلی خلاصه ماجرا را برایش توضیح داد ،





کارلو جلو رفت و جلوی پای پدر یامین نشست و به همان انگلیسی گفت :





- شما باید رضایت بدید .





- یامین منو به روح برادرش قسم داده که رضایت ندم .





کارلو عصبی شد :





- یامین به مرگ علاقه داره ؟





- نه ، به برادرش علاقه زیادی داره .





- مگر برادرش فوت نکرده ؟





- بله فوت کرده .





- اگر شما رضایت ندید و بلایی سر یامین بیاد برادرش زنده میشه ؟



romangram.com | @romangraam