#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_215
- من ... حالم ... خوب... نیست ...
- یامین ایتالیایی حرف بزن .
اما دختر آنسوی خط و مرز حالش آنقدری خوب نبود که بتواند به حرف کارلو عمل کند و باز هم فارسی نالید :
- کمک ... خدایا ... کمک
کارلو با شنیدن ناله های دختر همیشه مقاوم کنترلش را از دست داد و فریاد کشید :
- فارسی نگو ، ایتالیایی بگو من بفهمم .
یامین که انگار شوکی بهش وارد شده باشه در حالی که سکسکه اش گرفته بود به زبان ایتالیایی گفت :
- من ، هع ، دزدیده ، هع ، شدم .
- میدونی الان کجایی ؟
romangram.com | @romangraam