#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_207


- چی ؟





- اینقدر تغییر کردی و من نفهمیدم ؟





- داداش من تغییری نکردم یعنی هنوزم همون یامینم فقط امروزی تر شدم ...





- یعنی قبلا دیروزی بودی ؟





- نبودم ؟





- امروزی بودن یعنی پوشیدن لباس های این شکلی ؟ یعنی تا این حد آرایش کردن ؟





- خب داداش الان مُده .





با اومدن سفارشمون یاسین سکوت کرد و حتی بعد از رفتن کافه چی سکوتشو نشکست ،





اونشب در کنج اون کافه با صدای قطرات باران قهوه ی تلخ خوردیم و این تلخی تا به الان از بین نرفته ، از همون شب تا به الان هنوز کامم تلخه ... تلخِ تلخ ...





دانای کل :



romangram.com | @romangraam