#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_142






- پروژه در موعد مقرر به پایان رسید .





با حیرت گفت :





- اما این امکان نداره !





- حالا که انجام شده پس امکان داره .





- دکوراسیون داخلی اون برج کار بسیار سختی بود .





- همیشه از انجام کارهای سخت لذت بردم .





- خیلی خوبه ، می تونی بری .





سری تکان دادم و از اتاق خارج شدم ، نفس عمیقی کشیدم و خدا رو شکر کردم که پروژه در موعد مقرر تمام شد تا بهانه ای تازه به دست رابرت نیاد .





هر دو خسته از روز سخت کاری وارد اتاق های خودمان شدیم ، لباس هامو عوض کردم و از اتاق خارج شدم ،





romangram.com | @romangraam