#خیابان_یکطرفه_پارت_90

بعد رو به من گفت :

– پیشمون نمیشینی ؟

این بار نوبت من بود که حرف بزنم اما رهام باز امون نداد همونطور که از جاش بلند میشد دکمه ی کتش و بست و به طرف عرفان اومد :

– شرمنده نمیتونم در خدمتتون باشم . باید برم خونه . به هر حال خوشحال شدم دیدمتون خانوم !

عرفان سریع جلوش و گرفت :

– کجا ؟ یه شب پیدات کردیما !

یکی از دخترا که تا چند لحظه پیش کنارش نشسته بود گفت :

– رهامه دیگه ! هیچ جا بند نمیشه !

چشمکی به دختر زد و جواب داد :

– تورو که میبینم حالا !

حوصله ی حرفاشون و نداشتم سریع گفتم :

– ببخشید منتظرمن .

خداحافظی سرسری کردم و به سمت میز خودمون برگشتم . با دیدن من تلفنش و قطع کرد و گفت :

– غذات یخ کرد بذار بگم برات عوضش . . .


romangram.com | @romangram_com