#خیابان_یکطرفه_پارت_66
– پول داری گلی ؟
– چی ؟
– پول ! تاکسی منتظره پول نداشتم .
– آره آره . . .تو برو تو من حساب میکنم . خسته تر از اون چیزی بودم که مخالفت کنم . تنم خورد بود انگار کتک خورده بودم !
به محض وارد شدن گرمای خونه تن یخ بسته ام و گرم کرد . لباسای کثیفم و تک تک در آوردم و با بی حسی روی زمین انداختم پالتو . . .شالم . . . پلیوری که زیر پالتو پوشیده بودم . . . شلوارم . . . جورابم . . . با یه تاپ و شلوارکِ کوتاه به سمت اتاقم دویدم . همیشه یزدان مسخرم میکرد . میگفت زیادی سرماییم . اهمیتی نداشت برام ! من درست مثل آقا جون بودم !
صدای گلی از پایین اومد :
– بیا شام بخور یسنا .
تاپ و شلوارم و در آوردم و به جاش پلیورِ یقه اسکیِ سفید و شلوارِ کاموایی به رنگِ آبی پوشیدم تیپم دیدنی بود کم مونده بود یه کلاهم سرم بذارم !
از پله ها پایین رفتم . حالم بهتر شده بود حداقل دیگه سردم نبود . به گلی نگاه کردم که تند تند لباسام و از روی زمین جمع میکرد . هیچ وقت شکایت نمیکرد . حتی حرفی از شلختگیم نمیزد . این صبوریش برام قابل تحسین بود !
تا خواستم چیزی بخورم تلفن زنگ خورد گلی جواب داد از مدل حرف زدنش فهمیدم میرزاییه . سریع از جا بلند شدم و به سمت گلی رفتم گوشی و تقریبا کشیدم سمت خودم صدای میرزایی به گوشم رسید :
– اومد خونه ؟
یکم مکث کردم و گفتم :
– اومدم خونه . دیگه این کار و نکن !
– خواستم اهمیت گواهینامه داشتن و بفهمی .
romangram.com | @romangram_com