#خیابان_یکطرفه_پارت_368
– دیر کردم ؟!
نگاهش کردم بی تعارف مقابلم نشست . نفسم و بیرون دادم . ۵۰ درصدِ قضیه حل شده بود فقط میموند ۵۰ درصدِ بقیه ! کیفم و سرِ جاش برگردوندم . میدونستم روی سلام شنیدن حساسه . زمزمه کردم :
– سلام .
یه لنگه ابروش بالا پرید . نیشخندی زد و گفت :
– سلام از ماست ! چرا چیزی سفارش ندادی ؟
فقط مات نگاهش کردم . ۴۰ دقیقه منتظرم گذاشته بود حالا خیلی راحت حرف از سفارش میزد ؟! منو رو به دست گرفتم و بین غذاها چیزی که میخواستم و پیدا کردم . رهام زودتر پیشخدمت و صدا کرد .
– سفارش میدین ؟
– بله . یه فیله استیک با سسِ فلفل برای من و . . .
منتظر به من نگاه کرد زمزمه کردم :
– فیله مینیون با سسِ قارچ .
پیشخدمت نشنید گفت :
– متوجه نشدم .
– یه فیله مینیون با سسِ قارچ هم برای خانوم .
نوشیدنی و بقیه ی مخلفات رو هم بدون پرسیدن از من سفارش داد و پیشخدمت رفت . رهام دستاش و تو هم قفل کرد و روی میز گذاشت . نگاهی به اطراف انداخت و گفت :
romangram.com | @romangram_com