#خیابان_یکطرفه_پارت_355

– بازم همدیگه رو میبینیم . من که از میدون به در نمیشم !

این و گفت و رفت . رهام نفسش و بیرون داد و گفت :

– سوار شو .

وقتی دید تکون نمیخورم در ماشین و باز کرد و گفت :

– کمکت کنم ؟

دستش آماده بود که به بازوم بچسبه . سریع به پاهام حرکت دادم . دلم نمیخواست از این بدتر بشم . سوار شدم . در و بست و از طرفِ دیگه خودش سوار شد . ماشین و روشن کرد و زمزمه کرد :

– حقش بود اخلاقیات و زیرِ پا میذاشتم و یه حالی به این پسره میدادم !

صورتم و به سمتش چرخوندم و زمزمه وار و با خجالت گفتم :

– ببخشید .

نگاهم کرد :

– معذرت خواهی واسه چیه ؟!

لبم و به دندون گرفتم و زمزمه کردم :

– زحمت کشیدین . کلی هم بی ادبی شنیدین .

نیشخندی زد و گفت :


romangram.com | @romangram_com