#خیابان_یکطرفه_پارت_354

– چِتِه برادر ؟! ترمز بریدی ! پیاده شو با هم بریم !

– طرف حسابِ من تو نیستی !

– اتفاقا طرفت جلوت وایساده . ببین منو . . . خوش ندارم حرفام و دو بار بگم . یه چیزی میگم آویزه ی گوشت کن !

شهراد پوزخند میزد . چهره ی رهام و نمیدیدم اما به نظر خونسرد میومد .

– دیگه پیغام و پسغوم چی ؟! نداریم ! مزاحمت و سر راه ظاهر شدنم نداریم ! حرفای صد مَن یه غاز زدن به خانومِ من هم نداریم ! افتاد که ایشالله ؟!

– بدبخت توام عروسکِ دستِ اینایی !

رهام قهقهه ای زد و گفت :

– من خودم یه پا تیاتر راه بندازم ! عروسک گردونم ! نخِ توام دستِ خودمه . بکش کنار فضا رو مسموم کردی !

– حیف اهلِ بحثِ فیزیکی نیستم وگرنه . . .

رهام ضربه ای رو شونه ی شهراد زد و میونِ حرفش پرید :

– انرژیت و نگه دار یه جا لازمت میشه !

پوزخندِ شهراد تمامِ تنم و لرزوند . به تقلید از رهام ضربه ای روی شونه اش زد و گفت :

– به هر حال کسی که این وسط سرش کلاه میره خودتی !

سرش و به سمتِ من مایل کرد و گفت :


romangram.com | @romangram_com