#خیابان_یکطرفه_پارت_338
– بله ؟!
– میگم این مسخره بازی یعنی چی ؟ هر دومون میدونیم مقصر من بودم . به امید بگو ماشین و بده تا ببرن درستش کنن .
چقدر راحت حرف میزد . انگار نه انگار که دیشب دستش دور شونه ام حلقه شده بود و انگار نه انگار که من تا صبح با حالِ بدم نتونسته بودم بخوابم !
– نیازی نیست .
– سر صبحی اعصابِ من و مگسی نکن یسنا ! دیشب نخوابیدم حوصله ی ناز کشی هم ندارم . ماشین و بده ببرن خلاص !
چرا دعوا میکرد ؟! من نباید دعواش میکردم ؟ نباید میگفتم چرا به من دست زده ؟! پررو بود !
– صبر نکردین افسر بیاد . معلوم نیست مقصر باشین .
– با من کل کل نکن دختر . همین که گفتم .
– مهم نیست امید ماشین و تعمیر میکنه .
– خوشم نمیاد به کسی مدیون باشم !
– نیستین .
– ماشین و تعمیر میکنم و تورو به خیر و من و به سلامت . اینطوری جفتمون راحت تریم .
ابروهام و تو هم گره کردم . مطمئنا راحت تر بودم . اما لحنِ حرف زدنش مثل همیشه نبود :
– چرا راحت ترین ؟
romangram.com | @romangram_com