#خیابان_یکطرفه_پارت_316
– سوار میشی دیگه ؟ یا میخوای بازم تاکسی بگیری ؟ هنوز یه طرفِ دیگه ی صورتم سالمه ها حالا خودت میدونی !
سرم و پایین انداختم و سوار ماشینش شدم به محض اینکه نشست کمربندش و بست و زمزمه کرد :
– من نمیدونم کی یادت داده تاکسی بگیری ! اونی که یادت داده اصلا برات تشریح کرده که تاکسیا یا زردن یا سبز ؟! بعد احتمالا نگفته وقتی یه پرایدِ سفید میبینی که سه تا قلچماق توش نشستن دستت و براشون بلند نکنی ؟!
تو سکوت با انگشتام بازی میکردم که خودش ادامه داد :
– اصلا دیپلمِ افتخارِ تاکسی گرفتن و باید بدون چون و چرا تقدیم کنن به تو !
تو آینه ی جلو نگاهی به صورتش انداخت و گفت :
– بعدشم کاپِ بزن بهادر ترین پسر رو هم بدن به من !
بازم سکوت من . دوباره گفت :
– حداقل میخواستی انتقام بگیری دست واسه یه ماشین بلند میکردی که یه نفر آدم توش باشه . چند نفر به یه نفر ؟!
از غرغر های مداومش خندم گرفته بود . عصبانی نشده بود . داشت خیلی خونسرد حرفشو میزد و همین من و به خنده مینداخت . هر کَسِ دیگه بود حتما سرم داد میکشید و عصبانی میشد . نگاهش کردم گونه اش یکم متورم شده بود و فکش هنوز قرمز بود . لبم و به دندون گرفتم که متوجه لبخندم نشه . دستش و بی حواس به سمت پخش ماشین برد و گفت :
– یه چیزی گوش بدیم . تو که ساکتی و منم که فکم اجازه نمیده بیشتر از این حرف بزنم .
زمزمه کردم :
– بریم دکتر !
دستی به صورت متورمش کشید و با نیشخند گفت :
romangram.com | @romangram_com