#خیابان_یکطرفه_پارت_314
– باشه ! بگیر .
قدمی به عقب برداشت . صدای سوت زدنش و پشت سرم میشنیدم . نگاهم به خیابون بود . یه پراید سفید از دور میومد دستم و بالا گرفتم آروم اومد و کنار پام وایساد سه تا پسر تو ماشین بودن . مطمئنا سوار نمیشدم ! صدای یکی از پسرا به گوشم رسید :
– خانوم مسیرت کدوم طرفیه ؟
این پا و اون پا کردم که برن . صدایی ازم در نیومد . در عوض صدای رهام و شنیدم :
– آقایون بفرمایید . این خانوم ماشین نمیخواد .
نگاه پسر به رهام افتاد و بعد دوباره سریع روی من نشست :
– مزاحمته ؟
زبونم بند اومده بود یه قدم به عقب برداشتم . رهام نیشخند گوشه ی لبش نشسته بود . جلوتر رفت و دو تا دستش و روی سقف ماشین گذاشت خم شد و گفت :
– نخیر ! مراحمم ! هِری !
رهام خونسرد به نظر میرسید یکی دیگه از پسرا به حرف اومد :
– خجالت نمیکشی افتادی دنبالِ دختر مردم ؟!
رهام عصبی خندید . با دست محکم روی سقف ماشین کوبید و عصبی گفت :
– آتیش کن برو ! نشنیدی چی گفتم ؟! هِری !
پسرا هم زمان از ماشین پیاده شدن . وحشت زده دستم و روی دهنم گذاشتم که جیغ نزنم . عقب عقب رفتم .
romangram.com | @romangram_com