#خیابان_یکطرفه_پارت_294

– مهرناز !

کلامش کوبنده بود . مهرناز پا پس کشید . دهانش پشت تلفن از ترس و تعجب باز مانده بود . رهام از مکثش استفاده کرد :

– من راهم و عوض کردم . تو نقشی نداری تو زندگیم .

مهرناز آشفته جواب داد :

– پس چرا تو ویلا ، تو اتاقت من و . . .

رهام بین حرفش پرید از خودش خجالت میکشید هنوز بابت آن حرکتِ بی اراده خودش را نبخشیده بود !

– اون حرکت از قصد نبود ! بابتش معذرت میخوام !

مهرناز پرخاشگر جواب داد :

– من عذر خواهیت و نمیخوام . میخوام احساساتِ قدیم برگرده .

رهام نفسش را بیرون فرستاد .

– بینمون هیچ اتفاقی نمی افته .

– میخوای من و عذاب بدی !

– نه ! فقط میخوام دیگه بهم زنگ نزنی .

– پشیمون میشی .


romangram.com | @romangram_com