#خیابان_یکطرفه_پارت_240

– کجا ؟ تازه اومدی .

لبهام و چند ثانیه روی هم فشار دادم و جواب دادم :

– کار دارم . . .

– نیاز به کمک داشتی میتونی رو من حساب کنی .

سر تکون دادم . خداحافظی کردم . صدای شهراد و شنیدم :

– تا دم در باهاش میرم .

کاش نیاد . کاش یکی خفه اش کنه و سرجاش بشونتش !

– یسنا !

تو راهرو بیمارستان بودیم بدون مکث قدم برمیداشتم سرعتش و بیشتر کرد و بهم رسید دکمه ی آسانسور و زدم کنارم وایساده بود :

– از اون شب ندیدمت .

چند بار دیگه دکمه رو فشار دادم . دوباره صدای شهراد :

– نباید اونجوری میرفتم . ببخشید . تهدیدم کردن . نمیتونستم . . .

بیخیال آسانسور شدم و به سمت پله ها رفتم . دنبالم اومد :

– چرا جوابم و نمیدی ؟ هنوز ناراحتی ازم ؟ حتی جواب پیغامام رو هم نمیدی .


romangram.com | @romangram_com