#خیابان_یکطرفه_پارت_222

– مواظب باش .

صدای رهام بود . کاش ماشینش جلو تر بود . قدمام سست و لرزون بود . حالم اصلا خوب نبود . صدای رهام اومد :

– وایسا کمکت کنم .

حتی حال نداشتم مخالفت کنم . نمیتونستم . . . لبام از هم باز نمیشد . . . هنوزم بدنم درد میکرد . . . از همه بیشتر صورتم . . . جای دستاش تیر میکشید . . . دوباره بدون اجازه بهم دست زده بود . . . شهراد . . . تنفرم ازش بی نهایت بود . . . از این اسم . . .

دست رهام دور شونم حلقه شده بود . گرمای بدنش انکار ناپذیر بود . حالم و بد میکرد . باید پسش میزدم . . . حتما باید پسش میزدم . . . ولی قبلش کاش میشد یکم بخوابم . . . یکم چشمام و روی هم بذارم . . .

– بشین . مواظب سرت باش .

بین خواب و بیداری روی صندلی نشستم . صدای بسته شدن در ماشین تو گوشم نشست . پلکام و بستم .

– یسنا . یسنا جان . . . .

صدای گلی بود ؟ پلکام و نیمه باز نگه داشتم با دیدن موهای سفید و صورت چروک خورده اش از جا پریدم :

– نترس دختر . نترس

دستی به صورتم کشیدم زیادی بی رمق بودم . نگاهم و اطرافم گردوندم تو خونه ی آقا جون بودم ! عجیب نبود ؟! آخرین بار تو ماشینِ رهام بودم و . . . رهام ؟ راستی رهام کجاست ؟

گلی مثل هر زمانِ دیگه ای خودکار به حرف اومد :

– مردم و زنده شدم دختر . میدونی چند ساعته خوابیدی ؟ دیگه دلم طاقت نیاورد گفتم بیدارت کنم . خدا خیر بده به آقا نیکان . چه پسر محجوبیه . چقدر خوب و آقاست . تا اینجا آوردت . اصلا گفت تو ماشینش خوابیدی یه دفعه دلم به شور افتاد . خودش دست تنها آوردت تو خونه . هی گفتم مادر کمرت میگیره گفت نه و کار خودش و کرد . . .

چشمام گرد شد . دستم و دو طرفِ بدنم قلاب کردم احساسِ بدی همه ی وجودم و گرفت .


romangram.com | @romangram_com