#خیابان_یکطرفه_پارت_205

– بله آقا ؟

– چیزی دستگیرت شد ؟

– همه چی درسته . یه آدم معمولیه . چیزی نبوده که . . .

رهام عصبی میان حرفش پرید :

– بهت پول نمیدم که این خزعبلات و تحویلم بدی . خوب بگرد و یه چیزِ به درد بخور پیدا کن !

– آقای رافع من . . .

– هر وقت خبرای خوب داشتی زنگ بزن بهم .

گوشی را قطع کرد . ۴ – ۵ ماه گذشته بود ! باید همه چی تموم میشد . یا حداقل اتفاقی میفتاد . . . نصف مسیر را اشتباه رفته بود و حالا هم سرنخی نداشت ! دستی میان موهای مشکی اش کشید . زمزمه کرد :

– حالا مهرناز و کجای دلم بذارم ؟!

******

– بارِ شرکت زرین و چیکار کنیم ؟ همون تریلرهایی که . . .

رهام بین حرفش پرید :

– تریلر های جدید بذارین . فعلا اونا رو بذارید کنار .

– چشم هر چی شما بگین .


romangram.com | @romangram_com