#خیابان_یکطرفه_پارت_195

– تیپم که زدی ! حسابی مجهز اومدیا . میخوای بندازیش تو تور ؟

رهام نیشخند زنان لیوانِ نوشیدنی اش را به لبهایش نزدیک کرد و گفت :

– نه میخوام بندازمش رو کولم ببرمش !

نیکا به جمعشان اضافه شد .

– چه خبر پسرا ؟! خلوت کردین .

دستش را دور گردن عرفان انداخت . رهام از ذهنش گذشت که تا به حال کسی متوجه صدای نیکا شده بود ؟ زیادی روی اعصابش خط می انداخت !

– داشتم به عرفان میگفتم که چقدر دوست دارم .

بوسه ای روی گونه ی نیکا کاشت رهام چشمانش را چرخاند و نوشیدنی اش را سر کشید . نیکا سرمست از حرف عرفان جواب داد :

– پس چرا همین جا وایسادی ؟ بریم برقصیم !

عرفان کنار گوش نیکا چیزی زمزمه کرد و با خنده های مستانه از کنار رهام گذشتند . آمدنش به آن مهمانی مسخره بود !

– باور کنم که خودتی ؟

رهام با ابروهای بالا پریده چرخ خورد سمت صدا .

– وای چقدر خوشحالم دوباره میبینمت .

دستهای مهرناز حلقه شد دور گردنش . دستهای رهام بلاتکلیف یکی در جیب و دیگری کنار بدنش افتاده بود .


romangram.com | @romangram_com