#خیابان_یکطرفه_پارت_181

– باید فکر کنم !

– من که میدونم تو فردا اونجایی !

– زیادم مطمئن نباش . مهرناز اونقدرا هم برام جذاب نیست که به خاطرش بیام خونت !

تیشرت مشکی رنگِ ورزشی اش را از تنش بیرون آورد ، نگاهی به آینه ی قدی رختکن انداخت و دستی توی موهای کوتاهش کشید . صدای عرفان را از پشت سرش شنید :

– دختره شاسی بلنده ! مگه همیشه مشکل قد نبود ؟ خب اینکه خوبه دیگه ! بچسبش !

پوزخندی گوشه ی لبش نشست .

– برو دوش بگیر بوی گندت خفه ام کرد !

عرفان حوله ی توی دستش را محکم روی بدن لختش کوبید و گفت :

– لیاقت نداری !

رهام حوله به دست به سمت یکی از اتاقک های دوش رفت هنوز صدا عرفان به گوشش میرسید :

– دختره همه چیز تمومه .

دستی به موهای خیسش کشید و از توی صورتش پسشان زد در همان حال جواب داد :

– چرا نیکا رو ول نمیکنی بری تو نخ این یکی ؟

– دیوونه شدی ؟ نیکا نامزدمه ! تازه من نیکا رو ول کنم فکر میکنی بازم از دستش آسایش داشته باشم ؟


romangram.com | @romangram_com