#خیابان_یکطرفه_پارت_179
– بهتره منفی باشی که از کسی ضربه نخوری ! بهتر از اینه که زیادی خوش خیال باشی !
میرزایی بین حرفشون پرید :
– اینجوری هم ضربه میخوری و نمیتونی به هر کسی اعتماد کنی . از طرفی هم تنها میمونی !
– ترجیح میدم تنها بمونم !
هیلا با تمسخر گفت :
– آخی ! حالا ما با این همه هواخواهت چه کنیم برادر ؟
میرزایی سریع گفت :
– تموم کنین بحث و !
هیلا سکوت کرد و هادی نگاهش و به جمعیت دوخت . شام و خوردیم موقع رفتن به محض اینکه پالتو پوشیدم رهام سر و کله اش پیدا شد :
– من میرسونمت .
– امید هست !
– چه خوب ! امید همه جا هست .
– رانندمه .
– درسته ! شاید اول باید یه بلایی سر امید بیارم !
romangram.com | @romangram_com