#خیابان_یکطرفه_پارت_177
– خوشبختم عزیزم . چقدر خوشحالم امشب همه دوستای روهام و میبینم ! این برادر من زیادی مشکوکه !
رهام خندید :
– رعنا یکم زیادی کنجکاوه !
دستش و فشردم و زمزمه کردم :
– خوشبختم .
به محض اینکه از دور نیکا رو دیدم که به سمتمون میاد رو به رهام گفتم :
– باید برگردم سر جام !
– همراهت میام .
از رعنا خداحافظی کردم . دلم نمیخواست گیرِ نیکا بیفتم !
– خب ! خواهرِ من چه مشکلی داشت که ابروهات بالا پرید ؟!
متعجب گفتم :
– هیچی !
-پس چرا تعجب کردی ؟
لبهام و به هم فشار دادم و با مکث گفتم :
romangram.com | @romangram_com